131 مدخل
اعتراف می کند، ادعا کردن، اظهار کردن، تدریس کردن، ابراز ایمان کردن
پنیر پردازش شده
ضرب و شتم
فرآوری شده
کاکائو پردازش شده هلندی
professed
professed, volunteer
professed, sworn
counterfeit, professed, sham, stagy