8 مدخل
پرنستین
praenestinian
پیش بینی شده، مقدر، مقدور
پیش بینی شده، مقدر شدن یا کردن، قبلا تعیین کردن
پیش بینی ها، مقدر شدن یا کردن، قبلا تعیین کردن
predestine
foreordain, ordain, predestine, preordain, destine