overدیکشنری انگلیسی به فارسیبر فراز، در بالا، مافوق، رویی، فوقانی، بالایی، بیرونی، روی، بالای، در سرتاسر، بالای سر، متجاوز از، ان طرف، بسوی دیگر
سرتاسردیکشنری فارسی به انگلیسیall, allover, along, athwart, out-and-out, over, per-, thorough, through, throughout, trans-, wholly