36 مدخل
مشاهده، نظر، رعایت، ملاحظه، مراقبت، تماشا، رصد کردن، قوه مشاهده
ایستگاه مشاهده
گنبد مشاهده
مشاهدهگرایی
مشاهداتی
مشاهدات
observation
observation, pronouncement, remark
observation, survey