196 مدخل
مول ها، فاحشه، کلفت، زن جوان، معشوقه دزد مسلح
mollifying، نرم کردن، فرو نشاندن، ارام کردن، تسکین دادن، خواباندن
mollycoddler
ملاس طافي
قارچ ها، جانور نرم تن، حلزون
جنس موش
millstone
mollycoddled، ناز کشیدن
molestie