88 مدخل
موجر، قالب گر، پوسیدن، خاک شدن
مولدین، کپک زده، کهنه و فاسد
قالب سازی، قالب ریزی، سبک
moldwarps
واحد پولی مولداوی
idiocy, imbecility, obtuseness, obtusity, simplicity
moldwarp
moldmade
molding
moldy