21 مدخل
گذاشته، گذاردن، دفن کردن، تخم گذاردن، طرح کردن
لاجدیوم
لابیرمتر
پایین گذاشته
گذاشتم، انبار یا جمع کردن، دچار تاخیر کردن یا شدن
appetizing
galaxy
laid-back
labiduridae
deep-laid