17 مدخل
حزب مجروح
صدمه زدن، اسیب زدن، ازار رساندن
مجرم
متولد شد، عادت دادن، اموخته کردن، معتاد کردن، موجب شدن
بیمه شده
آسیب می زند، اسیب زدن، ازار رساندن
injure
insured
injure, oppress