26 فرهنگ
237 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی غلط تایپی
اندامگان
دیکشنری فارسی به انگلیسی
organism
جستوجوی مشابه غلط تایپی
اندام جانهشت شده (پزشکی)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
prosthesis
ریز اندامگان بیماری زا
دیکشنری فارسی به انگلیسی
pathogen
باز درشت اندام (جانورشناسی)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
buzzard
قطع عضو کردن اندام جانور
دیکشنری فارسی به انگلیسی
mutilate
قطع عضو کردن اندام انسان
دیکشنری فارسی به انگلیسی
mutilate
بیشتر
۲۳۱ واژه مشابه غلط تایپی