gallantsدیکشنری انگلیسی به فارسیدلربا، زن باز، جنتلمن، زن نواز، ملازمت کردن، دلاوری کردن، زن بازی کردن، عشقبازی کردن
gallantدیکشنری انگلیسی به فارسیشجاع، زن باز، جنتلمن، زن نواز، ملازمت کردن، دلاوری کردن، زن بازی کردن، عشقبازی کردن، دلیر، دلاور، عالی، متعارف وخوش زبان درپیش زنان
ادبدیکشنری فارسی به انگلیسیcivility, comity, common courtesy, courtesy, courtliness, decency, decorum, gallantry, gracefulness, politeness, propriety, urbanity
جوانمردیدیکشنری فارسی به انگلیسیbonhomie, chivalrousness, fair play, gallantry, knight-errantry, manhood, sportsmanship