60 مدخل
خارجی، سطح، خارج، بیرون، بیرونی، ظاهری، ظاهر
ژله خارجی
عضله مچ دست خارجی
ورید خارجی بینی
قسمت خارجی بدن
external
external, extraterritorial, foreign, overseas, strange, offshore