98 مدخل
خالی، خالی کردن، تهی شدن، تهی، پوچ، چیز تهی، مجوف
خالی سر، خشک مغز، بی مخ
دست خالی، بدون هدیه، بی نوا، تهی دست
خالی نازک
خزانه خالی
گفتگو خالی
empty
empty, hollow, vacuous
empty, hollow, vain
empty-handed