11 مدخل
مهاجم، حاضر بجنگ شدن، تحت فشار شدید قرار دادن
سفینه، حاضر بجنگ شدن، تحت فشار شدید قرار دادن
محاصره
کلاهبرداری کرد، حاضر بجنگ شدن، تحت فشار شدید قرار دادن
بذله گویی
جادوگر، حاضر بجنگ شدن، تحت فشار شدید قرار دادن
embattled
embattled, involved, slave