32 مدخل
تمیز کردن
تمایز
متمایز، مشخص، منش نما
نمایندگی
مجزا
تمایز، تشخیص، فرق، تمیز، امتیاز، برتری، رجحان، ترجیح، سر بلندی
distinction, glory, honor, kudos, laurels, pride
distinctly
distinctively
distinction