57 مدخل
تخفیف، کاستن، تخفیف دادن، برات را نزول کردن
تخریب، پیاده کردن، از اسب پیاده شدن
قطع کردن
قطع می شود
متناوب
مخالف، نپسندیدن، تصویب نکردن، بد دانستن
discontinue
discontinuance, gap, interruption
discontinue, forbear , relinquish