4799 مدخل
دیس
دیسکی
محرومیت
تقلید کردن، بی میل کردن، بیزار کردن، بی رغبت کردن
مزاحم
ناراحتی، نارضایتی، ناخشنودی، رنجش، رنجیدگی، صدمه
disanuls، لغو کردن، فسخ کردن، باطل کردن
discomycetes
disavovable
disfrocks، جامه از تن در اوردن، از کسوت روحانی خارج شدن
discombobulate، درهم و برهم کردن