27 مدخل
قابل اثبات است، قابل شرح یا اثبات
تظاهرات
به وضوح
قابل اثبات است
ظاهرا
نشان دادن، ثابت کردن، شرح دادن، اثبات کردن، تظاهرات کردن
demonstrable
demonstrable, provable
demonstrability, demonstrable