51 مدخل
باقیمانده، باقی مانده، خرده، اوار، اثار مخروبه، اشغال روی هم ریخته
طوفان آوار
جارو برقی
بیانیه ها، پرسش کردن، اطلاعات کسب کردن
خرابکاری، تمسخر، مایه خنده و تمسخر، استهزاء، سخریه، سخره
خرابکاری
debris, débris, rubbish, sweepings
debris, débris
clutter, debris, débris, junk, litter
cave-in, debris, débris, detritus, dilapidated, rubble, slide
derisive, ridiculous