7 مدخل
سوزش، در اغوش گرفتن، نوازش کردن، در بستر راحت غنودن
تخم مرغ
بستن، دلمه شدن، دلمه کردن
در اغوش گرفتن، نوازش کردن، در بستر راحت غنودن
قابل انطباق
cuddle