232 مدخل
رضایت، موافقت، رضایت دادن، موافقت کردن، موافق بودن، راضی شدن
رضایتنامه
مشروط
همدردی
موافقم، رضایت دادن، موافقت کردن، موافق بودن، راضی شدن
موافقم، رضایت، موافقت، رضایت دادن، موافقت کردن، موافق بودن، راضی شدن
consent
consent, permission
consent, countenance, euphoria, gratification
consenter