21 مدخل
رفیق، همراه، شریک، مانوس
دوستیابی
comradery
رفقا، رفیق، همراه، شریک، مانوس
دوستانه، خودمانی
رفقا، ساییدن، در اثر سایش از بین رفتن
comrade
comrade in arms, soldier, warrior
comrade in arms
comradeship