45 مدخل
مصالحه
سازش
مصمم
در معرض خطر، مصالحه کردن، سازش کردن، تسویه کردن
مصالحه، سازش، توافق، تراضی، مصالحه کردن، سازش کردن، تسویه کردن
سازندگان، سازشکار، توافق کار
compromise
compromise, damage, prejudice, mar