clampدیکشنری انگلیسی به فارسیگیره، بند، انبرک، پشت بند، با گیره نگاهداشتن، محکم گرفتن، با قید ومنگنه محکم بستن
انداختندیکشنری فارسی به انگلیسیcast, chop, clap, cut, drop, hew, launch, palm off, pelt, pitch, plump, precipitate, send, shine, shy, throw, thrust, toss, tumble