16 مدخل
دفن شده، دفن کردن، از نظر پوشاندن، بخاک سپردن
burred، با مته سوراخ کردن، غلیظ تلفظ کردن
خزانه دار
سوخته شده است
پیچ خورده
buriers
buries، دفن کردن، از نظر پوشاندن، بخاک سپردن
burled
burped، اروغ زدن