108 مدخل
freak, miracle, wonder
miraculous, wonder, marvelous
prodigy
governess
miraculously
لالایی
لولینگ، ساکت شدن، ارام کردن، لالایی خواندن، فرو نشاندن
خنده دار
لاللیو
معجزه می کند، بطور جدی اظهار کردن
معجزه آسا
معجزه، چشم پوشی کردن، تجاهل کردن، اغماض کردن
معجزه، میراخور
معجزه انگیز