27 مدخل
خرگوش، خرده خرده پیش بردن، چکانیدن، پابپا کردن، چکشیدن، چکیدن
رانندگی
دوبله، نشاء کاشتن، گود کردن زمین، کاشتن، اب خوردن مثل اردک
جادوگر، خیس وکثیف شدن، گل الود شدن، گلی شدن
dabblingly
dabblingness