292 مدخل
ice
defroster
sleet
figure skating
چطوری
انجام دادن، عمل کردن، کردن، کفایت کردن، بدرد خوردن
خوب کار کن
هیچ کاری انجام نده، بیکاره، تنبل، عاطل، بی کاره
دور با
یخ
یخ زده
یخ زده، کیسه یخ، یخپهنه، قله یخی