donدیکشنری انگلیسی به فارسیخدایا، آقا، لرد یا نجیب زاده، سالار، رئیس یا استاد یا عضو دانشکده، پوشیدن، برتن کردن
chestدیکشنری انگلیسی به فارسیقفسه سینه، سینه، جعبه، صندوق، خزانه، تابوت، محفظه، یخدان، سینه انسان، خزانه داری
chestsدیکشنری انگلیسی به فارسیسینه ها، قفسه سینه، سینه، جعبه، صندوق، خزانه، تابوت، محفظه، یخدان، سینه انسان، خزانه داری