demotedدیکشنری انگلیسی به فارسیکاهش یافته است، تنزل رتبه دادن، کسر مقام یافتن، مقام کسی را پایین بردن
devoteesدیکشنری انگلیسی به فارسیجانبازان، مرید، طرفدار، هواخواه، فدایی، فداکار، زاهد، سالک، مجاهد، جانسپار، پارسا