648 مدخل
discovery, find, finding, waif
data
guarded
complete, done, finished, over, past, up
housebroken
unschooled
یافته، کشف، اکتشاف، حکم، یافت، یابنده، افزار
یافته ها، کشف، اکتشاف، حکم، یافت، یابنده، افزار
جهش یافته، دم دمدمی، تغییر پذیر
افزایش یافته است، مقدمه گفتن، پیش گفتار گفتن، مقدمه نوشتن
افزایش یافته است، بر افراشتن، بالا بردن، بلند کردن