conclusionsدیکشنری انگلیسی به فارسینتیجه گیری، استنتاج، نتیجه، پایان، انعقاد، خاتمه، فرجام، ختم، اتمام، اختتام، انجام، سرانجام، ختام، فروداشت، عاقبت
measuringدیکشنری انگلیسی به فارسیاندازه گیری، اندازه گرفتن، سنجیدن، پیمانه کردن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن، پیمودن، در امدن