vaultدیکشنری انگلیسی به فارسیطاق، جهش، گنبد، غار، سردابه، هلال طاق، پریدن، جست زدن، گنبد یا طاق درست کردن
tholeدیکشنری انگلیسی به فارسیبله، قبه، گنبد، اهرم لوله توپ، چوب یا میله اهرم پارو، کشیدن، تحمل کردن، گذاردن
louvreدیکشنری انگلیسی به فارسیلوور، بادگیر، گنبد روزنه دار، برای روشنایی یا دودکش، دودکش بخاری، منفذدودکش، حائل
tholesدیکشنری انگلیسی به فارسیتورات، قبه، گنبد، اهرم لوله توپ، چوب یا میله اهرم پارو، کشیدن، تحمل کردن، گذاردن