10 مدخل
lost
errant, stray
appointment, orderly, inductee
appointment
missionary
تعیین کردن، گماشته
پرونده، گماشته، وکیل، نایب، عامل، ناظر هزینه
بتمن، خدمتکار، گماشته، یک من یا 3 کیلو
وفادار، وکیل، مامور، نماینده، گماشته، عامل
منظم، خدمتکار بیمارستان، مصدر، باانضباط، مرتب، گماشته