گمارشدیکشنری فارسی به انگلیسیappointment, charge, commission, deputation, employ, employment, expedition, hire, inauguration, installation, installment, nomination, task
assignmentsدیکشنری انگلیسی به فارسیتکالیف، واگذاری، ماموریت، وظیفه، گمارش، حواله، انتقال قانونی، تخصیص اسناد، تکلیف درسی و مشق شاگرد
assignmentدیکشنری انگلیسی به فارسیوظیفه، واگذاری، ماموریت، گمارش، حواله، انتقال قانونی، تخصیص اسناد، تکلیف درسی و مشق شاگرد