گفتگودیکشنری فارسی به انگلیسیconversation, converse, dialog, dialogue, discussion, negotiation, parley
palaversدیکشنری انگلیسی به فارسیفرار از زندان، گفتگوی مفصل، مکالمه، هرزه درایی، وراجی، از راه بدر بردن، پر حرفی کردن، چاخان کردن