6 مدخل
fecundate
fertile
پستاندار، بارور کردن، ابستن کردن، گشنیدن
پوسیدگی، بارور کردن، ابستن کردن، گشنیدن
تخم مرغ، بارور کردن، ابستن کردن، گشنیدن
زنجیری، تخم، تخم گشنیده شده، تخم بارور، سلول گشنیده شده یا لقاح شده