202 مدخل
appoint, bite, choose, opt, select, sting, tag, take
detail
extract
eligible
sting
cloister
انتخاب کردن، گزیدن، گزیننده
جایگاه، در اردو مسکن گزیدن، احاطه کردن
انتخاب کردن، گزیدن، خواستن، برگزیدن، پسندیدن، جدا کردن
خسته شدم، نیش زدن، گزیدن، خلیدن
انتخاب مجدد، تجدید انتخاب کردن، دوباره گزیدن