59 مدخل
cry, weep
bawl
boohoo
blubber
decamp, elope, escape, flee, fly, wriggle
lam
گریه، گریستن، گریه کردن، اشک ریختن
گریه می کند، گریستن، گریه کردن، اشک ریختن
گریه کرد، گریستن، گریه کردن، اشک ریختن
تمسخر، چاق شدن، هایهای گریستن، با صدا گریستن، چربی اوردن
تمیز کردن، چاق شدن، هایهای گریستن، با صدا گریستن، چربی اوردن