2252 مدخل
take
substitute
embattled, involved, slave
stormbound
captor
entrapment
گرفتگی، گرفت، کسوف یا خسوف، تحت الشعاع قرار دادن
گرفتگی ماهی
گرفتار شد، گرفتن، چنگ زدن، قاپیدن، ربودن، تصرف کردن، توقیف کردن
گرفتن، بردن، برداشتن، ستاندن، پنداشتن، لمس کردن
گرفتگی