2257 مدخل
substitute
take
embattled, involved, slave
stormbound
captor
گرف
گرفتگی ماهی
گرفتار شد، گرفتن، چنگ زدن، قاپیدن، ربودن، تصرف کردن، توقیف کردن
گرفتن، بردن، برداشتن، ستاندن، پنداشتن، لمس کردن
گرفتگی