97 مدخل
dust
circle, disc, disk, eye, sphere
curry powder
moon, walnut
drill
وب گردی
جهان گردی
مشاهده گردید، دیدن، نگاه کردن، فهمیدن، مشاهده کردن، ملاقات کردن
دور زدن، دور چیزی گردیدن، بدور چیزی گشتن
کلوپتاکس، دوره گردی، دستفروشی، طوافی