65 مدخل
revolve, rotate, turn, wheel
whirl
pivot
explore
accrue
مشاهده گردید، دیدن، نگاه کردن، فهمیدن، مشاهده کردن، ملاقات کردن
دور زدن، دور چیزی گردیدن، بدور چیزی گشتن
چرت زدن، دور چیزی گردیدن، بدور چیزی گشتن
چرخش، گردیدن، گشتن، باعث چرخش شدن