36 مدخل
revolve, rotate, turn, wheel
whirl
pivot
convert, join, win
cry
دور زدن، دور چیزی گردیدن، بدور چیزی گشتن
چرت زدن، دور چیزی گردیدن، بدور چیزی گشتن
گران شدن، گرویدن، متمایل شدن بطرف، بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
جاذبه، گرویدن، متمایل شدن بطرف، بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
جاذبه دارد، گرویدن، متمایل شدن بطرف، بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن