avertدیکشنری انگلیسی به فارسیجلوگیری، گردانیدن، گذراندن، دفع کردن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردن، بر گرداندن
tendدیکشنری انگلیسی به فارسیتمایل، گراییدن، میل کردن، نگهداری کردن از، وجه کردن، پرستاری کردن، مواظب بودن، متمایل بودن به، گرایش داشتن