245 مدخل
periodically
casual
occasional, occasionally
tollgate
halfway house
گاه گاه
گاه گاه به گاه
گاه به گاه، مشتری، اتفاقی، تصادفی، غیر جدی، عارضی
گاه به گاه، ادم ولگرد، سرگردان، اواره، دربدر، سر گردان
گاه به گاه، وابسته به فرصت یا موقعیت