135 مدخل
sweat
saboteur
obstructively
noncooperation, obstructionism, obstructiveness, sabotage
sabotage
کارشناس کارآیی
کارشناس نقاشی
کارشناسی ارشد در کسب و کار
کارشناسی ارشد، قاضی، ریاست کلانتری یا دادگاه بخش
کارشناسی ارشد