aberrationsدیکشنری انگلیسی به فارسیاختلالات، انحراف، گمراهی، ضلالت، فریفتگی، غلط، کجراهی، عدم انطباق کانونی
efficienciesدیکشنری انگلیسی به فارسیکارایی، بهره وری، بازده، راندمان، تولید، کفایت، سودمندی، میزان لیاقت، پرکاری، فعالیت مفید، عرضه