55 مدخل
immigration, migration, passage, transplant, trek
transplant
immigrate, migrate
nomad
nomadic
مهاجر، کوچ کننده
مهاجران، کوچ کننده، کوچگر
مهاجر، کوچ کننده، کوچگر، سیار، جانور مهاجر
مهاجران، مهاجر، کوچ کننده
مهاجرت می کند، فرا کوچ کردن، کوچ دادن، تناسخ کردن