41 مدخل
activity
act, action, deed, function, operation, practice
feasible, passive
operable
function
activism
فعال سازی، کنشوری، کنشور سازی، ایجاد فعالیت، بکار واداری، تخلیص
فعالیت، اکتیوایی، کنشوری، چابکی، زنده دلی، کار
کنش
کنش اجتماعی