71 مدخل
act, action, deed, function, operation, practice
feasible, passive
operable
function
activism
recipe
کنش
کنش اجتماعی
rabbeting، دارای کنش کاو کردن، با کنش کاو بهم پیوستن
خرگوش، کنش کاو، دارای کنش کاو کردن، با کنش کاو بهم پیوستن
rabbeted، دارای کنش کاو کردن، با کنش کاو بهم پیوستن